اخيرا روکش زیرکونیا به عنوان يك جايگزين زيبا به جاي فريم وركهای فلزي ايمپلنت معرفي شدهاند. زيرا اين مواد زيبا، زيست سازگار، با احتمال تجمع پلاك ميكروبي كمتر، از نظر شيميايي با دوام و داراي خواص مكانيكی عالی هستند و بنابراين میتوانند مشكلات مربوط به كروژن و زيبايی پائين آلياژهای فلزی را برطرف نمايند. اين مزايا باعث افزايش چشم گير استفاده از زيركونيا به عنوان فريم ورك برای پروتزهاي متكي بر ايمپلنت شده است.
از آنجا كه به علت نبود الياف پريودونتال، اتصال بين ايمپلنت استئواينتگره شده با استخوان اطراف نسبت به دندان طبيعی بسيار سختتر است، تطابق غيرفعال در رستوريشهای متكي بر ايمپلنت از رستوريشنهای متكی بر دندان مهمتر بوده و به عنوان عاملی مهم در موفقیت طولانی مدت استئواینتگریشن و جلوگيری از مشكلات آينده مطرح میباشد.
معرفي تكنولوژی CAD/CAM امكان ساخت دقيق روکش زیرکونیا را فراهم كرده است. اما در طول مراحل ساخت رستوريشن زيركونيايی توسط دستگاه CAD/CAM، عواملی مختلفی بر روي دقت آن اثر میگذارند كه شامل اسكن كردن، پــردازش دادههای هندسی جمعآوری شــده، محاسبه پارامترهای تراش، روند تراش و نيز انقباض زيركونيا در طی سينتر شدن میباشد. از آنجا كه اين عوامل بين سيستمهای مختلف CAD/CAM متفاوت میباشد، بايد توجه داشت كه تغييرات ابعادی و دقت مارژينال رستوريشنهای زيركونيايی، ممكن است تحت تأثير سيستمی كه رستوريشن توسط آن ساخته میشود قــرار بگيرد. در نتيجه عدم تطابق فريم ورك پروتزی مناسب بين رستوريشن و ايمپلنت امكان ايجاد مشكلات متعددي از جمله مشكلات مكانيكی و بيولوژيكی مثل شكستن فريم ورك يا پرسلن، شل شدن يا شكستن پيچ و تحليل استخوان وجود دارد.
با وجود اينكه مطالعات زيادی دقت نهايی فريم وركهای زيركونيايی ساخته شده توسط دستگاههای مختلف CAD/CAM را مقايسه نمودهاند، در اين مطالعات خطاهای هر يك از مراحل ساخت (اسكن، تراش و سينتر) به تفكيك بررسي نشده و مشخص نشده است كه در هر سيستم، بيشترين ميزان خطا در كدام يك از مراحل ساخت اتفاق میافتد. هدف از اين مطالعه بررسی تغييرات ابعادی فريم وركهای زيركونيايی بريج سه واحدی متكي بر ايمپلنت، در طی مراحل مختلف ساخت در سيستم CAD/CAM Zirkonzahn میباشد. تا به اين ترتيب دقت هر يك از مراحل ساخت فريم ورك توسط اين سيستم مقايسه شده و دريابيم بيشترين مشكل عدم نشست فريم وركهای ساخته شده در اين سيستم در كدام مرحله رخ میدهد.

در اين مطالعه تأثير دو فاكتور اندازه اباتمنت و مراحل ساخت بر تغييرات ابعادی روکش زیرکونیا مورد بررسی قرار گرفته است. طبق نتايج به دست آمده، هر دو عامل مراحل ساخت و اندازه اباتمنت بر ميزان تغييرات ابعادی فريم وركها تأثيرگذار میباشند. با وجود اينكه مطالعات زيادی دقت نهايی فريم وركهای زيركونيايی ساخته شده توسط دستگاههای مختلف CAD/CAM را مقايسه نمودهاند، با توجه به بررسیهای صورت گرفته به نظر میرسد در مطالعات گذشته خطاهای هر يك از مراحل ساخت (اسكن، تراش و ســينتر) بــه تفكيك بررسی نشده و مشخص نشده است كه در هر سيستم، بيشترين ميزان خطا در كدام يك از مراحل ساخت اتفاق میافتد. البته در تعدادی از مطالعات گذشته به مقايسه تطابق داخلي و گپ مارژينال فریم ورکهای که از بلوک زیرکونیایی در دو فاز متفاوت (سينتر يا نيمه سينتر) تراشيده شدهاند، پرداخته شده است.
به اين ترتيب در اين مطالعات تراش فريم در ابعاد واقعی (از بلوك كاملاً سينتر شده)، با تراش در اندازه بزرگتر (از بلوك نيمه سينتر) و انجام مرحله سينترينگ مقايسه شده است. با توجه به اينكه تراش زيركونيا در فاز كاملاً سينتر شده به علت سختی و استحكام بالاتر، دشوار بوده و تا حدي با تراش زيركونيای نيمه سينتر متفاوت است، شايد اين ماده انتخاب مناسبی جهت شبيه سازی تراش زيركونيای نيمه سينتر نباشد. بدين جهت در مطالعه حاضر براي بررسی خطاهای مرحله تراش (مستقل از خطاهای ناشي از انقباض سينترينگ)، از تراش زيركونيای نيمه سينتر در ابعاد حقيقی استفاده شد. همچنين در اين مطالعه، تغييرات ابعادی در مرحله اسكن نيز مورد بررسی قرار گرفت. در مطالعات گذشته، روشهای متفاوتی از جمله رپليكای سيليكونی، برش زدن فريم پس از سمان كردن، و ميكرو سی تی جهت بررسی تطابق فريم وركها استفاده شده است.
در تعدادی از مطالعات، براي بررسی تطابق فريمهای ايمپلنتی از استرين گيج استفاده شده است. در مورد فريمهای تمام قوس ايمپلنتی، اغلب تغييرات ابعادي فريم نسبت به مدل اصلی، در هر يك از محورهای x ، y و z بررسی شده است. در مطالعه حاضر نيز با توجه به اينكه بررسي تغييرات ابعادی فريمها در طی مراحل ساخت مد نظر بوده است، ابعاد مدل اصلی و هر يك از فريمها در هر سه بعد فضايی، با استفاده از دستگاه VMS اندازهگيری شد. همچنين دادههای اسكن بـه صورت سه بعدی مورد اندازهگيری قرار گرفت. بدين ترتيب تغييرات ابعاد در طي مراحل ساخت نسبت به مدل اصلي مشخص شد. طبق نتايج مطالعه حاضر، تغييرات هيچ يك از قطرها تحت تأثير اندازه اباتمنت قرار نگرفت، اما تغييرات ارتفاع در اباتمنت پره مولر نسبت به كانين بيشتر بود. شايد بتوان تغييرات ارتفاع (عمق) فريمها را، با فاصله اكلوزالی (عدم تطابق داخلی در سطح اكلوزال) ساير مطالعات مقايسه كرد. در مطالعه حاضر ميزان اين خطا در اباتمنت كوتاه و قطورتر (پره مولر) بيشتر بود.
طبق نتايج اين مطالعه در سيستم Zirkonzahn، تغييرات ابعادی در مرحله تراش از دو مرحله ديگر بيشتر بود و در مورد قطر مزيولينگوال و ارتفاع، كمترين تغييرات در مرحله سينتر مشاهده شد. بــه طور كلی بيشترين خطا مربوط بــه مرحله تراش و كمترين خطا (به جز در ارتباط با فاصله خارج –خارج) مربوط بــه مرحله سينتر بوده است و به نظر میرسد در اين سيستم مقداری از خطاهای مراحل قبل (حتي اسكن)، پس از سينترينگ جبران شده است.
با وجود محدوديتهای اين مطالعه به نظر میرسد، مراحل ساخت و نيز اندازه اباتمنت بر ميزان تغييرات ابعادي روکش زیرکونیا ساخته شده توسط سيستم CAD/CAM ، Zirkonzahn تأثيرگذار میباشند. به طوری كه بيشترين تغييرات ابعادی در مرحله تراش اتفاق میافتد و ميزان تغييرات ارتفاع اباتمنت كوتاهتر (پره مولر) بيشتر میباشد.
