در گذشته بخش اول از مقاله كاربرد منطقه خنثی در ساخت پروتز كامل را برای شما کاربران گرامی وبسایت لابراتوار دندانسازی لترال قرار دادیم. در ادامه بخش دوم از این مقاله را قرار داده‌ایم. برای مطالعه بخش اول مقاله می‌توانید از لینک زیر اقدام کنید:

بخش اول مقاله

در بخش اول به تعریف منطقه خنثی و همچنین پروتز کامل پرداختیم. در ادامه تکنیک مورد نظر را شرح دادیم و مراحل را بازگو کردیم. در ادامه همراه ما باشید تا نتیجه حاصل را شرح دهیم.

فهم دقيق آناتومي و فيزيولوژي ساختارهايي كه در ساخت و عملكرد پروتز كامل تاثيرگذار هستند، در درمان موفقيت آميز بيماران بی‌دندان اهميت زيادي دارد. استفاده از روش منطقه خنثي براي تعيين و ثبت آناتومي و فيزيولوژي ساختارهاي تاثيرگذار بر ثبات پروتز، درمان پروتزي موفقي را در بيماران بي‌دندان حاصل می‌آورد.

بعضي بيماران بي‌دندان به طرز موفقيت آميزي از دنچر قبلي خود استفاده مي‌كنند؛ اما پس از ساخت دنچر جديد در تطابق حاصل كردن با آن مشكل دارند. علت اين امر می‌تواند مربوط به موقعيت ناصحيح دندان‌ها نسبت به ريج، گسترش بيش از حد، شكل و ضخامت  فلنج‌هاي دنچر باشد.

دندان‌هاي دنچري، بايد به گونه‌اي در قوس چيده شود كه رابطه باكولينگوالي و عمودي صحيحي نسبت به ريج‌هاي باقي مانده داشته باشند. موقعيت باكولينگوالي دندان‌ها از سطح لينگوال توسط زبان و از سطح باكال و لبيال توسط عضلات بوكسيناتور و منتاليس متاثر می‌شود.

عضلات بوكسيناتور ارتفاع پلن اكلوزال را نيز متاثر می‌كنند و ناحيه اي كه حداكثر انقباض عضلات بوكسيناتور اتفاق می‌افتد، در سطح پلن اكلوزال قرار دارد.

از آن جايي كه در مطالعه حاضر  قالب گيري نهايي همراه با ثبت ركوردهاي اكلوزالي شامل CR و VDO به طور همزمان با ثبت منطقه خنثي انجام شد، تعداد جلساتي كه نياز بود بيمار به دندانپزشك و دندانسازی مراجعه كند كاهش يافت، بنابراين تكنيك ارايه شده روشي ساده و در عين حال سريع جهت ساخت پروتز كامل می‌باشد.

همچنين اين روش به دندانپزشك اين امكان را می‌دهد تا به طور دقيق رابطه ماگزيلومنديبولار بيمار را ثبت كند و از آن جايي كه بيمار می‌تواند به صورت فعالانه ريم‌هاي فك بالا و فك پايين را در ناحيه منطقه خنثي مولد نمايد در نهايت دنچر با ثبات تري به دست خواهد آمد.

تاكنون براي ثبت CR از روش‌هاي استاتيك، فانكشنال و سفالومتريك استفاده شده است. در اين مطالعه جهت ثبت CR تركيبي از روش‌هاي استاتيك و فانكشنال به كار گرفته شد.

در اين مطالعه برخلاف مطالعات دیگر كه منطقه خنثي را تنها براي فك پايين، ثبت نمودند، منطقه خنثي براي فك بالا و پايين ثبت شد، به همين دليل شايد بتوان ادعا كرد كه در اين مطالعه ثبت دقيق‌تري از منطقه خنثي به دست آمده است. به علاوه از آنجايي كه تعيين VD از همان ابتدا، بر روي ريم‌هاي آكريلي انجام شد، به نظر  ميرسد كه VD ثبت شده نسبت به ساير مطالعات، كه VD را بر روي ريم‌هاي مومي ثبت نمودند، از ثبات بيشتري برخوردار باشد.

ذكر اين نكته ضروري است كه به علت فانكشن غيرنرمال بافت‌هاي احاطه كننده پروتز (كاهش تونسيته عضلات صورتي) در بيمار مذكور، ساخت پروتز متكي بر ايمپلنت به دليل تامين حداكثر گير و ثبات، بهترين درمان ممكن بود. اما از آن جايي كه بيمار با كاشت ايمپلنت موافقت نكرد، تكنيك ارايه شده به كار ر فت و ثبات و عملكرد كافي را براي پروتز فراهم نمود. بيمار نيز پس از استفاده از دنچر و پيگيريهاي 2 هفته اي و 2 ماهه پس از آن، از توانايي جويدن و همچنين وضعيت زيبايي ظاهري خويش اظهار رضايت نمود.

از آنجايي كه تطابق پروتز كامل با عملكرد عصبي-عضلاني مبناي ساخت پروتزهاي موفق و باثبات است، در مطالعه حاضر با استفاده از ايجاد تغييراتي در روند معمول ساخت پروتز كامل، منطقه خنثي در بيمار مورد نظر ثبت شد.

تكنيكي كه در مطالعه حاضر جهت ثبت منطقه خنثي به كار برده شد، روشي ساده و سريع بوده و تعداد دفعات مراجعه بيمار به مطب دندانپزشك را جهت ساخت پروتز كامل كاهش داد.

 

امیدواریم از مطالعه بخش دوم مقاله كاربرد منطقه خنثی در ساخت پروتز كامل رضایت داشته باشید.

 

منبع: برگرفته شده از مقاله دکتر کرمانی و همکاران چاپ شده در مجله دانشکده دندانپزشکی مشهد

 

در ادامه نظرات خود را برای ما قرار دهید.